قطرات اشک
پسرکی از مادرش پرسيد: مادر چرا گريه ميکنی؟؟؟!!!!
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نميدانم عزيزم،نميدانم!!!!!.
پسر نزد پدرش رفت و گفت:بابا چرا مامان هميشه گريه ميکنه؟؟؟!!! اون چی ميخواد؟؟!!!!
پدرش تنها دليلی که به ذهنش ميرسيد،اين بود که: همه زنها گريه ميکنند بی هيچ دليلی!!!!
پسرک قانع شد ولی هنوز از اينکه زنها خيلی راحت به گريه می افتند،متعجب بود.
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نميدانم عزيزم،نميدانم!!!!!.
پسر نزد پدرش رفت و گفت:بابا چرا مامان هميشه گريه ميکنه؟؟؟!!! اون چی ميخواد؟؟!!!!
پدرش تنها دليلی که به ذهنش ميرسيد،اين بود که: همه زنها گريه ميکنند بی هيچ دليلی!!!!
پسرک قانع شد ولی هنوز از اينکه زنها خيلی راحت به گريه می افتند،متعجب بود.

يک بار در خواب ديد که دارد با خدا صحبت ميکند،از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه ميکنند؟؟!!!!!!!!
خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه ای آفريده ام . به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگينی زمين را تحمل كند ،به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتی داده ام كه حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد. به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذيت كنند، به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشکی داده ام، تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا برای او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت بتواند از آن استفاده كند..
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 2:59  توسط فاطمه
|
