تبليغاتX
تک دختر

تک دختر

همه چیز دریک چیز

کاریکلماتور

آن قدر تپش قلبم زیاد است که مرکز لرزه نگاری را به اشتباه انداخته ام !

دلگیرترین پائیز پائیزی است که در آن برگهای درختان زرد نشده بریزد

چشمها همه چیز را می بینند ، جز خودشان را

فرق گدا با فقیر در این است که فقیر هنوز گدا نشده است

آینده ام آن قدر روشن است که تاریکی هایش را می بینم

هیچ یخی یختر از یخ در تابستان نیست

نمی دانم چرا بعضی افراد با داشتن دو تا چشم همه چیز را یکی میبینند

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 2:0  توسط فاطمه  |