کاریکلماتور
آن قدر تپش قلبم زیاد است که مرکز لرزه نگاری را به اشتباه انداخته ام !
دلگیرترین پائیز پائیزی است که در آن برگهای درختان زرد نشده بریزد![]()
چشمها همه چیز را می بینند ، جز خودشان را
فرق گدا با فقیر در این است که فقیر هنوز گدا نشده است![]()
آینده ام آن قدر روشن است که تاریکی هایش را می بینم![]()
هیچ یخی یختر از یخ در تابستان نیست![]()
نمی دانم چرا بعضی افراد با داشتن دو تا چشم همه چیز را یکی میبینند![]()
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 2:0  توسط فاطمه
|
